De traductores profesionales, empresas, páginas web y repositorios de traducción de libre uso.
i replied that surely this was a case of mistaken identity because i'm as far as you can get from being an athlete.
من جواب دادم که قطعا اشتباهی در شناسایی شخص رخ داده است چرا که من به بیشترین مقدار قابل تصور شما از ورزشکار بودن دور هستم.
he is the second most successful iranian athlete at the asian games with 3 gold medals and 1 silver medal after eskandar filabi with 4 gold medals at asian games.
وی دومین ورزشکار موفق ایرانی در تاریخ بازیهای آسیایی با ۳ مدال طلا و یک مدال نقره پس از اسکندر فیلابی با ۴ مدال طلا است.
he excelled in sport at school, where he was a champion athlete and played on the school's rugby and football teams.
جکی رابینسن بازیکن فوتبال زادهٔ اهل کشور انگلستان که سابقهٔ بازی در تیم ملی فوتبال انگلستان را در کارنامهٔ خود دارد.
* marathon: in this case the athlete must be trained to work aerobically and their endurance must be built-up to a maximum.
به عنوان مثال:* ماراتون: در این مورد ورزشکار باید آموزش کافی دیدهباشد تا به صورت ایروبیک عمل کرده و استقامت او باید تا حداکثر باشد.
norman finished second with a time of 20:06, and u.s. athlete john carlos was in third place in 20:10.
او در این بازیها توانست مقام دوم را بدست آورد برندگان مدال طلا و برنز به ترتیب تامی اسمیت و جان کارلوس بودند.