Von professionellen Übersetzern, Unternehmen, Websites und kostenlos verfügbaren Übersetzungsdatenbanken.
quaking pudding i cant take this .
پودينگ لرزنده نميتونم اينو تحمل کنم .
Letzte Aktualisierung: 2011-10-24
Nutzungshäufigkeit: 1
Qualität:
damn quaking pudding . thats not good .
لعنت ، پودينگ لرزنده اين اصلا خوب نيست .
Letzte Aktualisierung: 2011-10-24
Nutzungshäufigkeit: 1
Qualität:
and will be followed by another quaking.
(و) از پی آن (لرزهی دیگری) در ردیف(اش) آید.
Letzte Aktualisierung: 2014-07-03
Nutzungshäufigkeit: 1
Qualität:
a day shall come whereon the quaking will quake,
(رستاخیز و قیامت برپا میگردد) در آن روزی که (نفخهی اوّل، در صور دمیده میشود و) زلزلهای در میگیرد (و دنیا خراب میگردد و همگان میمیرند). [[«تَرْجُفُ»: میلرزد. میلرزاند. این فعل به صورت لازم و متعدّی به کار میرود. «الرَّاجِفَةُ»: لرزان. لرزاننده. مراد نفخه نخستین صور است که در جهان میپیچد و جهان را میلرزاند و خراب میگرداند. برخی گفتهاند: مراد زلزله کره زمین و از هم پاشیدن آن است.]]
Letzte Aktualisierung: 2014-07-03
Nutzungshäufigkeit: 1
Qualität:
the day when the quaking will cause a violent convulsion,
(رستاخیز و قیامت برپا میگردد) در آن روزی که (نفخهی اوّل، در صور دمیده میشود و) زلزلهای در میگیرد (و دنیا خراب میگردد و همگان میمیرند). [[«تَرْجُفُ»: میلرزد. میلرزاند. این فعل به صورت لازم و متعدّی به کار میرود. «الرَّاجِفَةُ»: لرزان. لرزاننده. مراد نفخه نخستین صور است که در جهان میپیچد و جهان را میلرزاند و خراب میگرداند. برخی گفتهاند: مراد زلزله کره زمین و از هم پاشیدن آن است.]]
Letzte Aktualisierung: 2014-07-03
Nutzungshäufigkeit: 1
Qualität:
o people, be conscious of your lord. the quaking of the hour is a tremendous thing.
اى مردم! از پروردگارتان پروا كنيد همانا زلزله قيامت واقعه بزرگى است
Letzte Aktualisierung: 2014-07-03
Nutzungshäufigkeit: 1
Qualität:
and those who give what they give, their hearts quaking that they are returning to their lord --
اشخاصی که عطاء میکنند و میبخشند آنچه را که در توان دارند، در حالی که دلهایشان ترسان و هراسان است (از این که نکند صدقات و حسنات آنان پذیرفته نگردد) و به علّت این که به سوی خدایشان (برای حساب و کتاب) برمیگردند. [[«یُؤْتُونَ مَآ آتَوْا»: میدهند و عطاء میکنند آنچه را که عطاء کرده و در توان دارند. مراد دادن زکات و صدقات و ادای حقوق مردم و حق پروردگار است. «وَجِلَةٌ»: ترسان و هراسان (نگا: حجر / 52 و 53).]]
Letzte Aktualisierung: 2014-07-03
Nutzungshäufigkeit: 1
Qualität:
this is clonal colony of quaking aspen trees, living in utah, that is literally 80,000 years old.
این کلنی کلونال درختان کواکینگ آسپن در ایالت یوتا است ، این دقیقا" 80000 سال عمر دارد.
Letzte Aktualisierung: 2015-10-13
Nutzungshäufigkeit: 1
Qualität:
Warnung: Enthält unsichtbare HTML-Formatierung
and moses chose from his people seventy men for our appointment. when they were seized with violent quaking, he prayed, "o my lord! if it had been your will, you could have destroyed both them and me long ago. but would you destroy us for the deeds of the foolish ones among us? this is no more than your trial: by it you cause whom you will to stray, and you lead whom you will to the right path. you are our protector. forgive us, therefore, and have mercy on us, for you are the best of those who forgive.
(سپس خداوند به موسی دستور داد برای معذرتخواهی و توبه از کردار گوسالهپرستان قوم، همراه گروهی از بنیاسرائیل به میعادگاه او بیایند) و موسی هفتاد مرد را از میان قوم خود (به نمایندگی از سوی آنان) برای میعادگاه ما برگزید (و ایشان را به کوه طور برد. در آنجا زمینلرزهای درگرفت). هنگامی که زمین لرزه آنان را فراگرفت، موسی گفت: پروردگارا! اگر میخواستی میتوانستی آنان و مرا پیش از این نیز هلاک کنی (تا بنیاسرائیل هلاک آنان را خود میدیدند. ولی اینک مرا به قتل ایشان متّهم میسازند). آیا ما را به سبب کاری که بیخردان ما کردهاند هلاک میسازی؟ (خداوندا! ما را به گناه آنان مگیر). این (درخواست نابهجای رؤیت، یا وقوع زلزله، یا کار گوسالهپرستی) جز آزمایش تو چیز دیگری نیست که به سبب آن (برابر قوانین و سنن یزدان و گسترده در پهنهی جهان) هر کس را بخواهی (و مستحقّ بدانی) گمراه میسازی، و هر کس را بخواهی (و شایسته بدانی) هدایت میکنی. تو سرپرست ما هستی. پس بر ما ببخشای و به ما رحم فرمای، چرا که تو بهترین آمرزندگانی. [[«قَوْمَهُ»: از قوم خود. حرف جرّ (مِنْ) از اوّل آن حذف شده است و تقدیر چنین بوده است: مِن قَوْمِهِ. «إِنْ هِیَ»: نیست آن. واژه (إِنْ) نافیه است، و مرجع (هِیَ) فِتْنَة به معنی امتحان، فَعْلَة به معنی کار، مَسْأَلَةُ الإِرَاءَة به معنی درخواست خود را نشان دادن است که همه محذوف است و از سیاق پیدا است، و یا این که مرجع (هِیَ) رَجْفَة مذکور است. «إِیَّایَ»: مرا. «فِتْنَتُکَ»: آزمایش تو.]]
Letzte Aktualisierung: 2014-07-03
Nutzungshäufigkeit: 1
Qualität:
Warnung: Enthält unsichtbare HTML-Formatierung