Von professionellen Übersetzern, Unternehmen, Websites und kostenlos verfügbaren Übersetzungsdatenbanken.
vacancy .
جا جاي خالي .
Letzte Aktualisierung: 2011-10-24
Nutzungshäufigkeit: 1
Qualität:
however his shyness made those who "sought his views... speak as if into vacancy.
وی با الکتریسیته کار میکرد که به تدریج وی به کشف هیدروژن توسط وی در سال ۱۷۶۶ منتهی شد.
legless, with only one arm, najmuddin told me, "well we have a vacancy in the carpentry shop."
بدون پا و تنها با یک دست، بی سواد و بدون مهارت-- چه شغلی میشد بهش داد؟ نجم الدین بهم گفت، خوب ما یک جای خالی در کارگاه نجاری داریم. نجم الدین بهم گفت، خوب ما یک جای خالی در کارگاه نجاری داریم.
some jurisdictions also permit the board of directors to appoint directors, either to fill a vacancy which arises on resignation or death, or as an addition to the existing directors.
از دیدگاه آنان، «هیئت مدیره» (board of directors)، «مدیران» (directors) و «مدیر» (director) معادلهای مناسبی برای اصطلاحات انگلیسی متناظر آنها نیستند.
of course, africa is a continent full of catastrophes: there are immense ones, such as the horrific rapes in congo and depressing ones, such as the fact that 5,000 people apply for one job vacancy in nigeria.
آنها سبب می شوند که یک داستان تبدیل شود به تنها داستان. البته آفریقا قاره ای سرشار از مصیبت ها و فلاکت ها است. و شمار بی نهایتی از این مصیبتها، مانند تجاوز جنسی وحشتناک در کنگو وجود دارد. و آنهایی که افسرده کننده هستند، مانند واقعیتی که 5.000 نفر برای یک موقعیت شغلی ، درخواست کار می کنند. و آنهایی که افسرده کننده هستند، مانند واقعیتی که 5.000 نفر برای یک موقعیت شغلی ، درخواست کار می کنند.