De traductores profesionales, empresas, páginas web y repositorios de traducción de libre uso.
and cornfields and goodly positions.
و [نیز] کشتزارها و خانههای نیکو
Última actualización: 2014-07-03
Frecuencia de uso: 1
Calidad:
and cornfields and noble places!
و [نیز] کشتزارها و خانههای نیکو
Última actualización: 2014-07-03
Frecuencia de uso: 1
Calidad:
with all these cornfields , you must need a driver .
، با اين همه غله که شما دارين . يک راننده لازمه .
Última actualización: 2011-10-24
Frecuencia de uso: 1
Calidad:
and cornfields and palm-trees having fine spadices?
«و کشتزارهایی و خرماهایی (که) دستاوردهایشان لطیف (و) زود هضم است؟»
Última actualización: 2014-07-03
Frecuencia de uso: 1
Calidad:
and cornfields, and palm-trees laden with fruit --
«و کشتزارهایی و خرماهایی (که) دستاوردهایشان لطیف (و) زود هضم است؟»
Última actualización: 2014-07-03
Frecuencia de uso: 1
Calidad:
and cornfields and date-palms laden with juicy fruits?
«و کشتزارهایی و خرماهایی (که) دستاوردهایشان لطیف (و) زود هضم است؟»
Última actualización: 2014-07-03
Frecuencia de uso: 1
Calidad:
and set forth to them a parable of two men; for one of them we made two gardens of grape vines, and we surrounded them both with palms, and in the midst of them we made cornfields.
(ای پیامبر!) برای آنان مثالی بزن: آن دو مرد، که برای یکی از آنها دو باغ از انواع انگورها قرار دادیم؛ و گرداگرد آن دو (باغ) را با درختان نخل پوشاندیم؛ و در میانشان زراعت پر برکتی قراردادیم.
Última actualización: 2014-07-03
Frecuencia de uso: 1
Calidad:
and in the earth are regions neighbouring and gardens of vines and cornfields, and palm-trees clustered and single, watered by the same water; yet some we make to excel others in food. verily therein are signs for a people who reflect.
در روی زمین، قطعه زمینهائی در کنار هم قرار دارد (که خاک هر یک بایستهی محصولی و جنس هرکدام شایستهی منظوری است) و تاکستانها و کشتزارها و نخلستانهای یک پایه و دو پایه در آن موجود است که هر چند با یک نوع آب سیراب میگردند، امّا برخی را از لحاظ طعم بر برخی دیگر برتری میدهیم. بیگمان در این (اختلاف استعداد خاکها و جوراجوری درختها و گیاهها و دگرگونیهای میوهها و طعم آنها) نشانههائی (بر قدرت خدا) برای کسانی است که عقل خویش را به کار میگیرند. [[«قِطَعٌ»: جمع قِطعة، بخشها و پارهها. «مُتَجَاوِرَاتٌ»: کنار هم. نزدیک به هم. «قِطَعٌ مُتَجَاوِراتٌ»: مراد قطعههای مختلف و متفاوت زمین است. «زَرْعٌ»: کشت. مصدر است و در اینجا به معنی کشتزارها است. «صِنْوانٌ»: جمع صِنْو، همگون. یکپایه. «غَیْرُ صِنْوانٍ»: مختلف. دوپایه. «صِنْوانٌ وَ غَیْرُ صِنْوانٍ»: درختانی که بیخ جداگانه دارند و مستقلّ از درختان همنوع خود هستند. یا این که: درختان همگون و همسان، و درختان مختلف و متفاوت. این معانی در صورتی است که واژه (صِنْوان) را تنها صفت (نَخیل) بدانیم. امّا اگر (صِنْوان) را به سبب عطف، صفت (نَخیل) و (زَرْع) و (جنّات) بشمار آوریم، یا این که آن را خبر مبتدای محذوف، مانند (کلّ) بدانیم معنی (صِنْوانٌ وَ غَیْرُ صِنْوانٍ) عبارت خواهد بود از: درختان یکپایه و درختان دوپایه مصطلح در گیاهشناسی. بدین معنی که: برخی از درختان و گیاهان، ماده نرینه در یک درخت یا بوته، و ماده مادینه در یک درخت یا بوته دیگری است، و آنها را یکپایه میگویند، مانند درخت خرما. برخی از درختان و گیاهان هم، ماده نرینه و ماده مادینه هر دو بر یک درخت یا بوته است که بیشتر درختان و گیاهان بدین صورت بوده و آنها را دوپایه مینامند. حال ممکن است نرینه و مادینه در یک گل باشند، مانند بوته پنبه، و یا این که هر یک در گل جداگانهای باشند، از قبیل بوته کدو. «یُسْقی»: آبیاری میگردند. نائب فاعل ضمیر (هُوَ) است که به کلّ واحدی از (قِطَعٌ، جنّاتٌ، زَرْعٌ، نَخیلٌ) برمیگردد. «الأُکُلِ»: آنچه خورده میشود. دانه و میوه (انعام / 14، سبأ / 16).]]
Última actualización: 2014-07-03
Frecuencia de uso: 1
Calidad: