Sie suchten nach: murdering (Englisch - Persisch)

Menschliche Beiträge

Von professionellen Übersetzern, Unternehmen, Websites und kostenlos verfügbaren Übersetzungsdatenbanken.

Übersetzung hinzufügen

Englisch

Persisch

Info

Englisch

for murdering the doctor,

Persisch

به خاطر قتل دکتر

Letzte Aktualisierung: 2011-10-24
Nutzungshäufigkeit: 1
Qualität:

Englisch

well , good luck murdering your husband .

Persisch

خب ، در كشتن همسرتون موفق باشيد .

Letzte Aktualisierung: 2025-04-06
Nutzungshäufigkeit: 1
Qualität:

Englisch

get the murdering little fucker stop him .

Persisch

اون قاتل لعنتي را بگيريد ، متوقفش کنيد .

Letzte Aktualisierung: 2011-10-24
Nutzungshäufigkeit: 1
Qualität:

Englisch

as you did poor lucy , you murdering bastard .

Persisch

همونطور كه با لوسي بيچاره اين كارو كردي ، حرومزاده آدمكش .

Letzte Aktualisierung: 2011-10-24
Nutzungshäufigkeit: 1
Qualität:

Englisch

for murdering the doctor, i have to kill you

Persisch

بخاطر قتل دكترمن بايد تو رو بكشم

Letzte Aktualisierung: 2011-10-24
Nutzungshäufigkeit: 1
Qualität:

Englisch

he would recommend murdering as many as possible .

Persisch

او ميخواست کشتن را تا حد ممکن توصيه بکنه .

Letzte Aktualisierung: 2011-10-24
Nutzungshäufigkeit: 1
Qualität:

Englisch

and i let that murdering psychopath blow him half to hell .

Persisch

و من اجازه دادم اون قاتل رواني نيمي از اون را نابود کنه .

Letzte Aktualisierung: 2011-10-24
Nutzungshäufigkeit: 1
Qualität:

Englisch

four other terrorists escaped after murdering two officers .

Persisch

چهار تروريست ديگر پس از كشتن دو افسر پليس متواري شدند .

Letzte Aktualisierung: 2011-10-24
Nutzungshäufigkeit: 1
Qualität:

Englisch

putting in an innocent mother for murdering her baby well done .

Persisch

يك مادر بي گناه را به خاطر قتل بچه اش محكوم كرديخيلي خوبه .

Letzte Aktualisierung: 2011-10-24
Nutzungshäufigkeit: 1
Qualität:

Englisch

for murdering the unborn child of his wife , irina petrova .

Persisch

براي به قتل رساندن بچه زاده‌نشده همسرش ، ايرينا پترووا .

Letzte Aktualisierung: 2011-10-24
Nutzungshäufigkeit: 1
Qualität:

Englisch

in early 1947 for murdering his wife and the fella she was banging .

Persisch

به خاطر کشتن زنش و اون يارويي که باهاش همدست بود اومد به زندان شاوشنک .

Letzte Aktualisierung: 2011-10-24
Nutzungshäufigkeit: 1
Qualität:

Englisch

people have murdered those that they loved, believing that they were murdering an imposter.

Persisch

اونها کسی رو که دوستش دارن رو به قتل میرسونن، چرا که فکر میکنن دارن یه آدم شیاد رو می کشن.

Letzte Aktualisierung: 2015-10-13
Nutzungshäufigkeit: 1
Qualität:

Englisch

our passivity will result in their murdering more and more of us, in more and more people suffering.

Persisch

عنوان شهروند افتخاری گدانسک را به او دادند، به نشانه اعتراض از پذیرفتن جایزه خودداری نمود.

Letzte Aktualisierung: 2016-03-03
Nutzungshäufigkeit: 1
Qualität:

Englisch

right, so this is lady macbeth basically telling her husband to stop being such a wuss for feeling bad about murdering people.

Persisch

درسته، خوب این " لیدی مک بِس" است، که در واقع داره به شوهرش می گه که اینقدر از کشتن مردم نترسه و احساس بدی نداشته باشه. که در واقع داره به شوهرش می گه که اینقدر از کشتن مردم نترسه و احساس بدی نداشته باشه.

Letzte Aktualisierung: 2015-10-13
Nutzungshäufigkeit: 1
Qualität:

Warnung: Enthält unsichtbare HTML-Formatierung

Englisch

cursed: wherever they are found they shall be seized and murdered, a (horrible) murdering.

Persisch

(آن وقت ایشان) نفرین شدگان و (از رحمت خدا محروم و) رانده شدگانند. هر کجا یافته شوند، گرفته خواهند شد و پیاپی به قتل خواهند رسید. [[«مَلْعُونِینَ»: نفرین شدگان. رانده شدگان از رحمت خدا. حال ضمیر (و) در فعل (لایُجَاوِرُونَکَ) یا مفعول فعل محذوف (أَذمّ) است. «ثُقِفُوا»: یافته شوند (نگا: آل‌عمران / 112). بر آنان دست یافته شود (نگا: انفال / 57، ممتحنه / 2). «قُتِّلُوا تَقْتِیلاً»: بدون هیچ گونه رحم و شفقتی زار زار کشته شوند. پیاپی کشته شوند. ذکر قتل در باب تفعیل، برای مبالغه یا تکرار است.]]

Letzte Aktualisierung: 2014-07-03
Nutzungshäufigkeit: 1
Qualität:

Englisch

humiliation will strike them wherever they seek protection, except when they seek protection from god and the people. they have incurred the wrath of god unto themselves and have been struck with destitution for their rejection of the revelations of god and for unjustly murdering the prophets. it is all because of their transgression and rebellion.

Persisch

آنان هرکجا یافته شوند، (مُهر) خواری بر ایشان خورده است؛ مگر (این که از روش ناپسند خود دست بردارند و در اعمال خویش تجدیدنظر کنند و) با پیمان خدا (یعنی رعایت قوانین شریعت) و پیمان مردم (یعنی رعایت مقرّرات همزیستی مسالمت‌آمیز، خویشتن را از اذیّت و آزار در امان دارند و از مساوات حقوقی و قضائی برخوردار گردند) و آنان شایسته‌ی خشم خدا شده‌اند و (مُهر) بیچارگی بر ایشان خورده است. چرا که آنان به آیات خدا کفر می‌ورزیده‌اند و پیغمبران را به ناحق می‌کشته‌اند (و هرکس هم در هر عصر و زمانی به چنین کارهائی دست یازد و اعمال ننگین گذشتگان را بپسندد، جزای او همین خواهد بود). این (جرأت بر گناهان بزرگ، ناشی از استمرار گناهان کوچک بود و) به سبب سرکشی (از فرمان خدا) و تجاوز (از حدود شریعت یزدان) می‌باشد. [[«ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّةُ»: خیمه ذلّت بالایِ سر آنان برافراشته شده است. مُهر خواری بر ایشان خورده است. «أَیْنَمَا»: هرجا. «ثُقِفُوا»: یافته شوند و فراچنگ آورده شوند. «حَبْلِ اللهِ»: آنچه خدا بر مسلمانان واجب کرده است که در حق اهل کتاب روا دارند بدان گاه که تحت ذمّه ایشان قرار می‌گیرند. «حَبْلِ النَّاسِ»: همکاری و همیاری مسلمانان با افراد ذمّی. «بَآؤُوا بِغَضَبٍ مِّنَ اللهِ»: برگشتند و خشم خدا را با خود آوردند. مستحقّ خشم خدا گشتند. «مَسْکَنَةُ»: خواری و مذلّت. «عَصَوْا»: سرکشی کردند. «کَانُوا یَعْتَدُونَ»: تجاوز می‌کردند.]]

Letzte Aktualisierung: 2014-07-03
Nutzungshäufigkeit: 1
Qualität:

Englisch

and unto those who are jews, we forbade every (animal) with undivided hoof, and we forbade them the fat of the ox and the sheep except what adheres to their backs or their entrails, or is mixed up with a bone. thus we recompensed them for their rebellion [committing crimes like murdering the prophets, eating of riba (usury), etc.]. and verily, we are truthful.

Persisch

(این چیزهائی بود که بر شما حرام کرده‌ایم) و بر یهودیان هر (حیوان) ناخنداری (یعنی: درندگان که دارای پنجه‌های قوی، و پرندگان شکاری که از چنگال نیرومند برخوردارند) حرام کرده بودیم، و از گاو و گوسفند (تنها) پیه‌ها و چربیهای آنها را بر آنان حرام نموده بودیم، مگر پیه‌ها و چربیهائی که بر پشت اینها یا در اندرونه (و لابلای احشاء و امعاء) قرار دارد و یا پیه‌ها و چربیهائی که آمیزه‌ی استخوان گردیده است. این هم پادافره ایشان در برابر ستمگریشان بود که بدانان دادیم (تا از غوطه‌ور شدن در گناهان و پیروی از شهوات خویشتن را به دور دارند) و ما (در همه‌ی اخبارمان و از جمله این خبر) راستگوئیم. [[«ذِی ظُفُرٍ»: ناخندار. مراد درندگان دارای پنجه و پرندگان دارای چنگال است (نگا: تفسیرالمنار، سوره نساء / 160 و سوره انعام / 140). برخی (ذی ظُفُر) را شامل حیواناتی می‌دانند که دارای سم یکپارچه باشند، و پرندگانی که انگشتهای پایشان با پرده به هم پیوسته باشد. «الْحَوایَا»: جمع حاوِیَة و حَوِیّة، مجموعه محتویات شکم حیوان است که به صورت یک کره می‌باشد و اَمْعاء در درون آن قرار دارد. «بِبَغْیِهِمْ»: به سبب ستمگری آنان. (نگا: نساء / 160، اعراف / 138، یونس / 83، طه / 87 - 91).]]

Letzte Aktualisierung: 2014-07-03
Nutzungshäufigkeit: 1
Qualität:

Eine bessere Übersetzung mit
10,198,933,237 menschlichen Beiträgen

Benutzer bitten jetzt um Hilfe:



Wir verwenden Cookies zur Verbesserung Ihrer Erfahrung. Wenn Sie den Besuch dieser Website fortsetzen, erklären Sie sich mit der Verwendung von Cookies einverstanden. Erfahren Sie mehr. OK