Van professionele vertalers, bedrijven, webpagina's en gratis beschikbare vertaalbronnen.
for murdering the doctor,
به خاطر قتل دکتر
Laatste Update: 2011-10-24
Gebruiksfrequentie: 1
Kwaliteit:
well , good luck murdering your husband .
خب ، در كشتن همسرتون موفق باشيد .
Laatste Update: 2025-04-06
Gebruiksfrequentie: 1
Kwaliteit:
get the murdering little fucker stop him .
اون قاتل لعنتي را بگيريد ، متوقفش کنيد .
Laatste Update: 2011-10-24
Gebruiksfrequentie: 1
Kwaliteit:
as you did poor lucy , you murdering bastard .
همونطور كه با لوسي بيچاره اين كارو كردي ، حرومزاده آدمكش .
Laatste Update: 2011-10-24
Gebruiksfrequentie: 1
Kwaliteit:
for murdering the doctor, i have to kill you
بخاطر قتل دكترمن بايد تو رو بكشم
Laatste Update: 2011-10-24
Gebruiksfrequentie: 1
Kwaliteit:
he would recommend murdering as many as possible .
او ميخواست کشتن را تا حد ممکن توصيه بکنه .
Laatste Update: 2011-10-24
Gebruiksfrequentie: 1
Kwaliteit:
and i let that murdering psychopath blow him half to hell .
و من اجازه دادم اون قاتل رواني نيمي از اون را نابود کنه .
Laatste Update: 2011-10-24
Gebruiksfrequentie: 1
Kwaliteit:
four other terrorists escaped after murdering two officers .
چهار تروريست ديگر پس از كشتن دو افسر پليس متواري شدند .
Laatste Update: 2011-10-24
Gebruiksfrequentie: 1
Kwaliteit:
putting in an innocent mother for murdering her baby well done .
يك مادر بي گناه را به خاطر قتل بچه اش محكوم كرديخيلي خوبه .
Laatste Update: 2011-10-24
Gebruiksfrequentie: 1
Kwaliteit:
for murdering the unborn child of his wife , irina petrova .
براي به قتل رساندن بچه زادهنشده همسرش ، ايرينا پترووا .
Laatste Update: 2011-10-24
Gebruiksfrequentie: 1
Kwaliteit:
in early 1947 for murdering his wife and the fella she was banging .
به خاطر کشتن زنش و اون يارويي که باهاش همدست بود اومد به زندان شاوشنک .
Laatste Update: 2011-10-24
Gebruiksfrequentie: 1
Kwaliteit:
people have murdered those that they loved, believing that they were murdering an imposter.
اونها کسی رو که دوستش دارن رو به قتل میرسونن، چرا که فکر میکنن دارن یه آدم شیاد رو می کشن.
Laatste Update: 2015-10-13
Gebruiksfrequentie: 1
Kwaliteit:
our passivity will result in their murdering more and more of us, in more and more people suffering.
عنوان شهروند افتخاری گدانسک را به او دادند، به نشانه اعتراض از پذیرفتن جایزه خودداری نمود.
Laatste Update: 2016-03-03
Gebruiksfrequentie: 1
Kwaliteit:
right, so this is lady macbeth basically telling her husband to stop being such a wuss for feeling bad about murdering people.
درسته، خوب این " لیدی مک بِس" است، که در واقع داره به شوهرش می گه که اینقدر از کشتن مردم نترسه و احساس بدی نداشته باشه. که در واقع داره به شوهرش می گه که اینقدر از کشتن مردم نترسه و احساس بدی نداشته باشه.
Laatste Update: 2015-10-13
Gebruiksfrequentie: 1
Kwaliteit:
Waarschuwing: Bevat onzichtbare HTML-opmaak
cursed: wherever they are found they shall be seized and murdered, a (horrible) murdering.
(آن وقت ایشان) نفرین شدگان و (از رحمت خدا محروم و) رانده شدگانند. هر کجا یافته شوند، گرفته خواهند شد و پیاپی به قتل خواهند رسید. [[«مَلْعُونِینَ»: نفرین شدگان. رانده شدگان از رحمت خدا. حال ضمیر (و) در فعل (لایُجَاوِرُونَکَ) یا مفعول فعل محذوف (أَذمّ) است. «ثُقِفُوا»: یافته شوند (نگا: آلعمران / 112). بر آنان دست یافته شود (نگا: انفال / 57، ممتحنه / 2). «قُتِّلُوا تَقْتِیلاً»: بدون هیچ گونه رحم و شفقتی زار زار کشته شوند. پیاپی کشته شوند. ذکر قتل در باب تفعیل، برای مبالغه یا تکرار است.]]
Laatste Update: 2014-07-03
Gebruiksfrequentie: 1
Kwaliteit:
humiliation will strike them wherever they seek protection, except when they seek protection from god and the people. they have incurred the wrath of god unto themselves and have been struck with destitution for their rejection of the revelations of god and for unjustly murdering the prophets. it is all because of their transgression and rebellion.
آنان هرکجا یافته شوند، (مُهر) خواری بر ایشان خورده است؛ مگر (این که از روش ناپسند خود دست بردارند و در اعمال خویش تجدیدنظر کنند و) با پیمان خدا (یعنی رعایت قوانین شریعت) و پیمان مردم (یعنی رعایت مقرّرات همزیستی مسالمتآمیز، خویشتن را از اذیّت و آزار در امان دارند و از مساوات حقوقی و قضائی برخوردار گردند) و آنان شایستهی خشم خدا شدهاند و (مُهر) بیچارگی بر ایشان خورده است. چرا که آنان به آیات خدا کفر میورزیدهاند و پیغمبران را به ناحق میکشتهاند (و هرکس هم در هر عصر و زمانی به چنین کارهائی دست یازد و اعمال ننگین گذشتگان را بپسندد، جزای او همین خواهد بود). این (جرأت بر گناهان بزرگ، ناشی از استمرار گناهان کوچک بود و) به سبب سرکشی (از فرمان خدا) و تجاوز (از حدود شریعت یزدان) میباشد. [[«ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّةُ»: خیمه ذلّت بالایِ سر آنان برافراشته شده است. مُهر خواری بر ایشان خورده است. «أَیْنَمَا»: هرجا. «ثُقِفُوا»: یافته شوند و فراچنگ آورده شوند. «حَبْلِ اللهِ»: آنچه خدا بر مسلمانان واجب کرده است که در حق اهل کتاب روا دارند بدان گاه که تحت ذمّه ایشان قرار میگیرند. «حَبْلِ النَّاسِ»: همکاری و همیاری مسلمانان با افراد ذمّی. «بَآؤُوا بِغَضَبٍ مِّنَ اللهِ»: برگشتند و خشم خدا را با خود آوردند. مستحقّ خشم خدا گشتند. «مَسْکَنَةُ»: خواری و مذلّت. «عَصَوْا»: سرکشی کردند. «کَانُوا یَعْتَدُونَ»: تجاوز میکردند.]]
Laatste Update: 2014-07-03
Gebruiksfrequentie: 1
Kwaliteit:
and unto those who are jews, we forbade every (animal) with undivided hoof, and we forbade them the fat of the ox and the sheep except what adheres to their backs or their entrails, or is mixed up with a bone. thus we recompensed them for their rebellion [committing crimes like murdering the prophets, eating of riba (usury), etc.]. and verily, we are truthful.
(این چیزهائی بود که بر شما حرام کردهایم) و بر یهودیان هر (حیوان) ناخنداری (یعنی: درندگان که دارای پنجههای قوی، و پرندگان شکاری که از چنگال نیرومند برخوردارند) حرام کرده بودیم، و از گاو و گوسفند (تنها) پیهها و چربیهای آنها را بر آنان حرام نموده بودیم، مگر پیهها و چربیهائی که بر پشت اینها یا در اندرونه (و لابلای احشاء و امعاء) قرار دارد و یا پیهها و چربیهائی که آمیزهی استخوان گردیده است. این هم پادافره ایشان در برابر ستمگریشان بود که بدانان دادیم (تا از غوطهور شدن در گناهان و پیروی از شهوات خویشتن را به دور دارند) و ما (در همهی اخبارمان و از جمله این خبر) راستگوئیم. [[«ذِی ظُفُرٍ»: ناخندار. مراد درندگان دارای پنجه و پرندگان دارای چنگال است (نگا: تفسیرالمنار، سوره نساء / 160 و سوره انعام / 140). برخی (ذی ظُفُر) را شامل حیواناتی میدانند که دارای سم یکپارچه باشند، و پرندگانی که انگشتهای پایشان با پرده به هم پیوسته باشد. «الْحَوایَا»: جمع حاوِیَة و حَوِیّة، مجموعه محتویات شکم حیوان است که به صورت یک کره میباشد و اَمْعاء در درون آن قرار دارد. «بِبَغْیِهِمْ»: به سبب ستمگری آنان. (نگا: نساء / 160، اعراف / 138، یونس / 83، طه / 87 - 91).]]
Laatste Update: 2014-07-03
Gebruiksfrequentie: 1
Kwaliteit: