Von professionellen Übersetzern, Unternehmen, Websites und kostenlos verfügbaren Übersetzungsdatenbanken.
perceived
خطر اجتماعی درک شده
Letzte Aktualisierung: 2022-04-11
Nutzungshäufigkeit: 1
Qualität:
Referenz:
perceived physical attractiveness
جذابیت جسمی
Letzte Aktualisierung: 2020-10-17
Nutzungshäufigkeit: 2
Qualität:
Referenz:
perceived intel- ligence
هوش
Letzte Aktualisierung: 2020-10-17
Nutzungshäufigkeit: 2
Qualität:
Referenz:
all value is perceived value.
برای کسانی که اسپانیایی بلد نیستند :
Letzte Aktualisierung: 2015-10-13
Nutzungshäufigkeit: 1
Qualität:
Referenz:
risk is perceived as risk acted upon.
ریسک به عنوان ریسکی که بر اساس آن عمل می شود درک می شود.
Letzte Aktualisierung: 2022-06-28
Nutzungshäufigkeit: 1
Qualität:
Referenz:
perceived stress and online compulsive buying
ج / استرس ادراک شده و خرید اجباری آنلاین
Letzte Aktualisierung: 2020-09-03
Nutzungshäufigkeit: 1
Qualität:
Referenz:
and how you perceived the events that went down .
واينكه چطوري داستانت را به پيش ميبري .
Letzte Aktualisierung: 2011-10-24
Nutzungshäufigkeit: 1
Qualität:
Referenz:
while we are not perceived by force whenever one .
من طوري حس ميكنم كه انگار دست . راست خداوند رويه دوش من هست .
Letzte Aktualisierung: 2011-10-24
Nutzungshäufigkeit: 1
Qualität:
Referenz:
==references==* borg's perceived exertion and pain scales.
* borg's perceived exertion and pain scales.
Letzte Aktualisierung: 2016-03-03
Nutzungshäufigkeit: 1
Qualität:
Referenz:
priority inversion can also reduce the perceived performance of the system.
معکوس کردن اولویت نیز میتواند عملکرد درک شده از سیستم را کاهش دهد.
Letzte Aktualisierung: 2016-03-03
Nutzungshäufigkeit: 1
Qualität:
Referenz:
stress and perceived low social status appear to increase risk of obesity.
استرس و داشتن موقعیت اجتماعی پایین خطر چاقی را افزایش میدهد.
Letzte Aktualisierung: 2016-03-03
Nutzungshäufigkeit: 1
Qualität:
Referenz:
then, when they perceived our might, behold, they ran headlong out of it.
آنان هنگامی که عذاب ما را احساس کردهاند، ناگهان پای به فرار گذاشتهاند (و برای نجات خویش همچون چهارپایان به این سو و آن سو گریختهاند). [[«أَحَسُّوا»: احساس کردهاند. پی بردهاند. این قسمت، تفصیل بخش اجمالی سابق است. چرا که احساس، پیش از هلاک است. «بَأْسَنا»: عذاب ما. «یَرْکُضُونَ»: از ماده (رکض) به معنی تند دویدن، اسب را تاختن، و پا بر زمین کوبیدن است (نگا: ص / 42).]]
Letzte Aktualisierung: 2014-07-03
Nutzungshäufigkeit: 1
Qualität:
Referenz:
and they plotted a plot, and we plotted a plot, while they perceived it not.
ایشان نقشهی مهمّیکشیدند (برای نابودی صالح و پیروان او) و ما هم نقشهی مهمّیکشیدیم، (برای نجات او و پیروانش). در حالی که ایشان خبر نداشتند. [[«مَکَرُوا»: نقشه کشیدند. توطئه کردند. به چارهجوئی پرداختند (نگا: آلعمران / 54، انفال / 30).]]
Letzte Aktualisierung: 2014-07-03
Nutzungshäufigkeit: 1
Qualität:
Referenz:
and she said unto his sister: trace him. so she observed him from afar, and they perceived not.
(مادر موسی، در پرتو لطف خدا، آرامش خود را بازیافت) و به خواهر موسی گفت: او را پیجوئی و پیگیری کن (تا ببینیم حال و وضع او چه میشود. خواهر موسی دستور مادر را انجام و دورادور موسی را زیر نظر داشت) و او را از جانبی میدید بدون این که آنان بدانند. [[«قُصِّیهِ»: او را دنبال کن. حال و وضع او را بپای. «عَن جُنُبٍ»: از جانبی. از گوشهای. مراد دورادور است. «وَ هُمْ لا یَشْعُرُونَ»: در حالی که فرعون و فرعونیان نمیدانستند که او خواهر موسی است و مشغول دید زدن است.]]
Letzte Aktualisierung: 2014-07-03
Nutzungshäufigkeit: 1
Qualität:
Referenz:
and she said unto his sister: follow him. so she watched him from afar; and they perceived not.
(مادر موسی، در پرتو لطف خدا، آرامش خود را بازیافت) و به خواهر موسی گفت: او را پیجوئی و پیگیری کن (تا ببینیم حال و وضع او چه میشود. خواهر موسی دستور مادر را انجام و دورادور موسی را زیر نظر داشت) و او را از جانبی میدید بدون این که آنان بدانند. [[«قُصِّیهِ»: او را دنبال کن. حال و وضع او را بپای. «عَن جُنُبٍ»: از جانبی. از گوشهای. مراد دورادور است. «وَ هُمْ لا یَشْعُرُونَ»: در حالی که فرعون و فرعونیان نمیدانستند که او خواهر موسی است و مشغول دید زدن است.]]
Letzte Aktualisierung: 2014-07-03
Nutzungshäufigkeit: 1
Qualität:
Referenz: