Results for sto fumando con miei fratelli translation from Italian to Persian

Human contributions

From professional translators, enterprises, web pages and freely available translation repositories.

Add a translation

Italian

Persian

Info

Italian

non so quando sarò in grado di visitare la mia madre anziana, i miei fratelli, le sorelle e i miei amici.

Persian

نمی‌دانم چطور می‌توانم به دیدار مادر پیر خود، برادران و خواهرانم و دوستانم بروم.

Last Update: 2016-02-24
Usage Frequency: 1
Quality:

Italian

io e i miei fratelli abbiamo tutto il diritto di vedere l'erba su cui una volta c'era il nostro villaggio.

Persian

بازگشت فلسطینیان در چنین مقیاسی باعث تغییر جمعیتی عمده به ضرر جمعیت یهود در اسرائیل خواهد شد واین چیزی است که اسرائیل اجازه نمی دهد که اتفاق افتد.

Last Update: 2016-02-24
Usage Frequency: 1
Quality:

Italian

egli è stato buono con me quando mi ha tratto dalla prigione, e vi ha condotti qui dal deserto, dopo che satana si era intromesso tra me e i miei fratelli. in verità, il mio signore è dolcissimo in quello che vuole, egli è il sapiente, il saggio.

Persian

(کاروان داخل مصر گردید و به منزل یوسف وارد شد) و یوسف پدر و مادرش را بر تخت نشاند (و به رسم مردمان آن زمان، در حق سران و امیران و فرمانروایان، جملگی) در برابرش کرنش بردند. یوسف گفت: پدر! این تعبیر خواب پیشین (روزگار کودکی) من است! پروردگارم آن را به واقعیّت مبدّل کرد. به راستی خدا در حق من نیکیها کرده است، چرا که از زندان رهایم نموده است، و بعد از آن که اهریمن میان من و برادرانم تباهی و جدائی انداخت، شما را از بادیه (ی شام به مصر) آورده است. حقیقةً پروردگارم هرچه بخواهد سنجیده و دقیق انجام می‌دهد. بی‌گمان او بسیار آگاه (و کارهایش همه) دارای حکمت است. [[«الْعَرْش»: تخت. «خَرُّوا»: فرو افتادند. «خَرُّوا لَهُ سُجَّداً»: در برابرش به سجده افتادند و کرنش بردند. مراد خم‌شدن و کرنش بردن جهت ادای تعظیم و توقیر است، نه به منظور عبادت و طاعت. سلام شاهان و بزرگان، در آن روزگاران، سرخم کردن به سوی زمین بوده است، همان گونه که امروز مثلاً مصافحه، معانقه، دست‌بوسی، روبوسی، برخاستن، و غیره، عادت انسانها در مکانهای مختلف است. کرنش پدر و مادر و برادران برای تکریم یوسف، باید به الهام خدا بوده باشد، همان طوری که سجده فرشتگان برای آدم، و ذبح اسماعیل به وسیله ابراهیم به فرمان وحی بوده است (نگا: بقره / 34، صافّات / 102). برخی معنی دیگری برای این جمله ذکر کرده و گفته‌اند: جملگی به خاطر او برای خدا سجده بردند و شکرش را گفتند. «هَذَا تَأْوِیلُ ...»: (نگا: یوسف / 4). «الْبَدْوِ»: بادیه. خلاف شهر (نگا: حجّ / 25، احزاب / 20). در اینجا باید مراد بادیه و بیابان صِرف نباشد، بلکه باید به معنی بادیه شام یا بادیه فلسطین باشد. چرا که شهر (کنعان) و شهر (بدا) که در برخی از روایات مذکور است و مسجد یعقوب نیز گویا در آن برجا است، هر دو در آنجا قرار دارند، و این با معنی آیه (109) هم سازگار است. «نَزَغَ»: فساد کرد و تباهی انداخت. مراد وسوسه‌کردن و تحریک نمودن برای انجام زشتیها و پلشتیها است (نگا: اعراف / 200). «لَطِیفٌ»: دقیق در امور. چرخاننده کارها به گونه سنجیده (نگا: انعام / 103).]]

Last Update: 2014-07-03
Usage Frequency: 1
Quality:

Some human translations with low relevance have been hidden.
Show low-relevance results.

Get a better translation with
7,836,932,210 human contributions

Users are now asking for help:



We use cookies to enhance your experience. By continuing to visit this site you agree to our use of cookies. Learn more. OK